|
ساعت نزدیکای یک شب اما من خوابم نمیبره خیلی دلم میخواد برم یه جا داد بزنم فقط بگم چرااااااااااااااااااااااااااااااااا نمیدونم چرا اومدم این حرفارو اینجا مینویسم شاید چون جایی برای گفتن اونا ندارم ........... بچه ها تا حالا شده یه مدت خیلی زیاد با یه نفر باشین دوسش داشته باشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونم دوستون داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// همه چیز خیلی خوب باشه ...... خیلی خوب........... فکر کنین توی بهشتین ....... اما............ اما بعد ۳ سااااااااااااااااااال........... بعد ۳ سال بفهمی همش بازی بود........ یه نفر دیگه هم این وسط پیدا شه .... بگه منم با اون کسی کعه عاشقش بودی بودم از اون موقع ولی تو نفهمیدی شاید نفهمین اما خیلی سخته................ خیلی ................ یعنی همش دروغ بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا باید من چی کار کنمممممم؟ خدایا خودت بهم کمک کن
سلام به همه میدونم که حدود یه سال آپ نکردم شرمندم راستی بچه ها اگه اهل بالیوود هستین یا حتی اگه نیستین به این وبلاگ جدیدم هم سر بزنین خوشحالم میکنین خیلی خیلی خب امروز میخوام یه آپ طولانی بکنم فقط یهو وسطش در نریا همشو بخون اول از همه یه شعر میذارم واسه اوناییی که شعر دوس دارن آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را می رسد روزی که بی لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که شب ها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی........... بچه ها تا حالا لذت عشق دو نفر رو تجربه کردین ؟ اگه یه وقت به همچین لذتی رسیدین خدارو شکر کنین من که قدرشو ندونستم ...........
هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... زبوني كه به كسي نگه دوست دارم به درد ليسيدن بستني قيفي ميخوره. لقمان حكيم هر وقت دلش مي گرفت با خرش درد دل مي كرد. من هم الان دلم گرفته. كجايي؟ دعاي شبهاي يك كودك: خدايا ميدوني با اين كه آب كم خوردم باز جيش كردم پس كمكم كن صبح كتك نخورم آمين.. خوب حالا كه دعاتو كردي برو لالا كن ميدوني فرق تو با فندق چيه؟ فندق يه مغز كوچولو داره ولي تو اونم نداري! اگه يه روز چشمات پر از اشك شد و نياز به شونه ي كسي داشتي ، اصلا رو من حساب نكن! چون شونه مثل مسواك يه وسيله شخصيه اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد اگه يه روز بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و به خونتون نرسي ... يه روز يه دختر دعا مي كنه خدايا : من چيزي براي خودم نمي خوام فقط يه داماد خوب و خوشگل نصيب مادرم كن
خب دیگه بسه اگه تا اینجا خوندی دمت گرم بای تا هاییییییییییییی
سلام به همگی
خوبین ؟ منم خوب خوبم دیگه تصمیم گرفتم دوباره اپ کنم میذارمو تحمل کنین خب دیگه سرتونو درد نمیارم همتونو دوست دارم بای تا بعد این متن تقدیم به کسی که خیلی دوستش دارم: اگر روزی دریا ساحلش را فراموش کند اگر روزی مادری فرزندش را فراموش کند اگر روزی لیلی مجنون را فراموش کند اگر روزی شیرین فرهادش را فراموش کند اگر روزی قلب ها تپیدن را فراموش کنند اگر روزی ابرها گریستن را فراموش کنند کسی که هیچوقت تورا فراموش نمیکند من هستم
سلام خوبین؟ دلم برای همتون تنگیده بود دیگه تصمیم گرفتم امروز اپ کنم راستی فردا هم تولدمه ممنون از اونایی که پیشاپیش تولدمو تبریک گفتن خب دیگه حرفی برای گفتن ندارم دوستون دارم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
سلام خوبین؟ منم بد نیستم ببخشید دیر اپ کردم اخه درگیر شروع شدن مدرسه ها بودم بله مدرسه ها دیگه شروع شد البته سوتفاهم نشه ها من اینقدر خرخون نیستم ولی مامانم گفته باید درس بخونی و سراغ کامپیوتر نری من هم که بچه حرف گوش کنی هستم فقط و فقط روز ۴ ساعت کار میکنم خب دیگه چون الان همه تو جو مدرسه هستن برای همین یه مطلب گذاشتم در مورد شیوه ی درس خوندن دخترا و پسرا بخونین اگه میخواین نظر هم بدین دخترها بعضي از اونا واقعا مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند و اما پسر ها يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
سلام سلام
من نمیدونم چه مطلبی اپ کنم بابا کمک کنین تو بخشنظرات بگین ایندفعه گفتم چون دفعه ی قبل گریه همرو در اوردم این دفعه خنددتونو در بیارم اخه میدونین خودم این چند روزه خیلی ناراحت بودم ولی کم کم خوب شدم به این صورت: خب دیگه بسه زیاد باهاتون حرف بزنم لوس میشین حالا نوبت مطلبه میخواستم بذارم تو ادامه مطلب ترسیدم نخونین ولی اگه نخونین ضرر کردین یه انشاست با موضوع کامپیوتر کامپیوتر چیز بسیار خوبی میباشد و برای ما خیلی لازم داریم.پدرم به من قول داده که برای هر نمره ۱۲ در کارنامه ام یک تکه از ان را بخرد. پدرم در کامپیوتر خیلی میفهمد و حتی توانسته یک بار به اینترنت وارد شود ! مادرم در برخورد با کامپیوتر خیلی شاس میباشد و روز دو بار موس من را با جارو و بیل میزند حتي تازگيا در خانه ما تله موش هم كار گذاشته است به همين خاطر انگشت شصت هر دو پاي پدرم قطع شده ميباشد . پدرم شبها به كافي شاپ ميرود و چت ميكند ! مادر و پدر هميشه در حال چك و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد مگر: تو مگه خودت خواهر مادر نداري كه ميروي با دخترهاي خارجي چت ميكني؟ پدر من تازگيا در اوركات ميباشد و من ميدانم كه اوركات خيلي بي ناموس ميباشد و شنيده ام خيلي دختر دارد و خيلي بدحجاب ميباشند . پدرم چند روزيست موس مرا قايم كرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد . خواهرم خيلي وقت است كه شوهرش را كرده و الان هم بچه دارند . من گاهي به خانه انها ميروم و از انجا كانكت ميكنم و با ايدي دختر با پدرم چت ميكنم و لاو ميتركانم .پدرم خيلي دروغ ميگويد و در كامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يك روز صبح بلند شده و ديده در جوب دروازه دولاب است .او ميگه آب زده مارو اورده پايين . كامپيوتر بسيار مفيد است و من آن را خيلي دوست دارم .اين بود انشاي من . اگه نظر ندين خودمو ميكشم
امروز خیلی دلم گرفته اینو خودم ننوشتم ولی انگار حرفهای دل خودمه میخواهم بنویسم از تو برای تو و به خاطر تو . ای کاش بدانی هر چند که امیدی به برگشت ندارم اما هنوز منتظرم شاید به خاطر اینکه به این انتظار نیاز دارم و با منتظر بودنم به این به خود امیدواری میدهم . نا مهربانا مگر من از تو چیز زیادی میخواستم جز اینکه هز از گاهی صدایت را بشنوم. اگر چیز زیادی نبود پس چرا بیصدا کوچ کردی و مرا با غمهایم در دیار بیکسی تنها گذاشتی. ای کاش هنگام رفتن ردی از خود به جای میگذاشتی تا لا اقل به امید ان خوش باشم که روزی پیدایت میکنم . اما نه بهتر که هیچ نشانی از تو ندارم چون نمیخواهم دیگر بیش از این شکسته شدن غرورمو و جاری شدن سیل اشکم را ببینی اما برایت دعا میکنم دعا میکنم که روزگار تلافی جفایت که در مقابل وفایم کردی نکند.
عشق های قرن بیست و یک
سلام به همگیییییییییییییییییی
چطورین؟؟؟؟؟ منم بد نیستم. چرا یه کم حالم گرفتست چون تابستون دیگه داره تموم میشه مدرسه ها و درس این چیزا شروع ميشه حالا دعا میکنیم که این روزا دیر بگذره خب از همگی ممنونم که به وبلاگم سر میزنین ونظر میدین فقط اگه هر نقصی دیدن بگین خواهشن خب اینم یه عکس برای کسایی که میگن عکسا کمه دوستون دارم باییییییییییییییییییی فهم در فهم امثال شما نیست مرا جز گریه یاری با وفا نیست
نامه ی مادر گضنفر به گضنفر:
گضنفر جان ما اینجا حالمام خوب است.امیدوارم تو هم انجا حال خوب باشد .این نامه را من میگویم وجعفر خان کفاش براید مینویسد.بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند اروم اروم بنویس که پسرم راحت بخواند وعقب نماند. وقتی تو رفتی ما هم از ان خانه اسباب کشی کردیم .پدرت تو صحفه ی حوادث خوانده بود که بیشتر اتفاق ها توی ده کیلومتری خانه ی ما اتفاق میافته.ما هم ۱۰ کیلومتر اینور اسباب کشی کردیم.اینجوری دیگه لازم نیست پدرت هر روز پول روزنامه بدهد.ادرس جدید هم نداریم خواستی نامه بفرستی به همون قبلی بفرست .پدرت شماره پلاک خانه قبلی را اورده و اینجا نصب کرده که دوستانو فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون ادرس قبلی بیان . اب و هوای اینجا خیلی خوب نیست . همین هفته پیش دو بار بارون اومد . اولیش ۴ روز طول کشید دومیش سه روز . ولی این هفته دویش بیشتر اولیش طول کشید. گضنفر جان ان کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم . ان دکمه ی فلزی ها پاکت را سنگین میکرد ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتون مقوایی برایت فرستادم. پدرت هم که کارش را عوض کرده.میگه هر روز ۸۰۰ .۹۰۰ نفرادم زیر دستش هستن.از کارش راضیه الحمد الله.هر روز صبح میره سرکار تو بهشت زهرا چمنهای اونجارو کوتاه میکنه وشب میاد خونه . ببخشید معطل شدی جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت . دیرزو خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا .گفتن که فقط اجازه داره مایو یه تیکه بپوشه . این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره اون هم دو تیکه . بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده . خودت تصمیم بگیر که کدام تیکرو نپوشی. اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد . هنوز نمیدونم بچش پسره یا دختره.فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی دایی شدی یا عمو . راستی حسن اقا هم مرد .مرحوم پدرش وصیت کرده بود بدنش را به اب دریا بندازن .حسن اقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبر میکند نفس کم اورد و مرد. همین دیگه.....خبر جدیدی نیست قربانت .....مادر ت. راستی گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم ولی وقتی یادم افتاد دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم. نظر یادتون نره
کجا بودی وقتی برات شکستم يخ زده بود شاخه ي گل تو دستم کجا بودی وقتی غریبی و درد داشت من تنهارو ديوونه ميكرد کجا بودی وقتی کنار عکسات شبا نشستم به هواي چشمات کجا بودی ببینی من میسوزم عين چشات سياه رنگ روزم سرزنشای مردمو شنیدم هر چي كه باورت نميشه ديدم کنایه هاشونو به جون خریدم نبود ستاره ام شبا گريه چيدم کجا بودی وقتی اشکام میریخت خون به جاي گريه از چشمام ميريخت کجا بودی وقتی ابروم مرد اما به خاطر چشات قسم خورد كجا بودي وقتي كه پر پر شدم سوختمو از غمت خاكستر شدم خنده واسه هميشه رو لبام رفت رسيدن از مر مر روياهام رفت
هزاران خواستند از من بگیرن ندادم چون عزیز من تو بودی
اینم از مطلب عاشقانه طبق اخرین امار کم جمعیت ترین جای دنیا میدونی کجاست؟ ..........نمیدونی؟............قلب منه چون تو تنها توش ساکنی...... اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم میگذره ....... اگر دبیر شیمی بودم از اشک چشمات محلول محبت میساختم............ اگر دبیر جغرافی بودم ثابت میکردم که خوش اب وهواترین منطقه اغوش گرم تو ست .............. واگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی میگفتم دوستت دارم. غرورت را به خاطر دلی که دوستش داری بشکن اما دلی که دوستت داره را به خاطر غرورت نشکن سر کلاس ریاضی استاد دو خط موازی کشید آن دو به هم نگاه کردن وعاشق هم شدن در همین هنگام استاد داد زد دو خط موازی هیچ گاه به هم نمیرسن.......... کاش که خوشتون بیاد. راستی من از همه ی اقا پسرای بی جنبه معذرت میخوام بابت اون مطلب بابا چه قدر بیجنبه هستینا یه کم جنبه داشته باشین این گلا هم برای شما که ببخشین منو
همه میپرسن راشنو یعنی چی اما بذارین تا حدودی که میدونم بهتون بگم راشنو یه اسمه مثل قلی تقی نقی ولی از نوع با کلاسش به معنیه فرشته ی عدالته تو آیین زرتشتی کلا ۱۱ نفر تو ایران این اسمو دارن فقط کف نکنین
اگه دوست داري عميق ترين قويترين و طولاني ترين بوسه ي دنيارو تجربه كني لبت رو بذار روي جارو برقي عجب رسميه رسم زمونه اس ام اس شده كار شبونه ميرن مسيجا از اونا فقط هزينه هاشون به جا ميمونه چي شد اون جكه كجاست اون خره جكاشون چي شد خدا ميدونه تا حالا فكر كردين اگه توماس اديسون نبود بايد تو تاريكي تلويزون نگاه ميكرديم جز تو از هيچكسي پي ام نمیخوام بي تو من ياهو مسنجر نميخوام يكي پرسيد اگه ايديت هك بشه حتي اين خيال زشتو نميخوام من تورو ميخوام تورو ميخوام اونارو نميخوام ..... خب ديگه اينم از مطلب شاد پسر ايروني .............غول بيابوني .............. خودت ميدوني..............عين ميموني..............شلوارت ليه ...........كفشات مليه.................اينقد پز نده جيبات خاليه ...........حالا واي واي ........واي واي واي
|
About![]()
نام: راشنو (نگین)
Home
| |||||